تبلیغات
عشق آسمانی (اشعار برگزیده) - سفر نخستین - حمید مصدق
عشق آسمانی (اشعار برگزیده)
عشق آسمانی یعنی عشق به همه خوبی ها
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1385 توسط مهدی | نظرات ()
طبقه بندی: اشعار زیبا، 

 با خود شبی به سیر و سفر رفتم
با سایه ام به گشت وگذر رفتم
با سایه گفتگوی من آن شب ادامه داشت
شب با پیاله های پیاپی پایان نمی گرفت
هر جام
جام خاطره ای بود
در دل هزار پرسش و بر لب سكوت تلخ
رفتیم رود را به تماشا كه او تشست
با اولین تکساره شب آغاز گشته بود
با اولین پیاله شب ما
شب ما را به سوی صبح
سوی سپیده سحری می برد
شب شهر خفته را
خاموش زیر چتر سیاهش گرفته بود
زاینده رود در دل مرداب می نشست كه او برخاست
و دستهای نحیفش را  بر نرده های آهنی ساحل آویخت
و سایه سیاهش  بر روی آبهای روان ریخت
.........

با خود شبی به سیر و سفر رفتم
با سایه ام به گشت وگذر رفتم
با سایه گفتگوی من آن شب ادامه داشت
شب با پیاله های پیاپی پایان نمی گرفت
هر جام
جام خاطره ای بود
در دل هزار پرسش و بر لب سكوت تلخ
رفتیم رود را به تماشا كه او تشست
با اولین تکساره شب آغاز گشته بود
با اولین پیاله شب ما
شب ما را به سوی صبح
سوی سپیده سحری می برد
شب شهر خفته را
خاموش زیر چتر سیاهش گرفته بود
زاینده رود در دل مرداب می نشست كه او برخاست
و دستهای نحیفش را  بر نرده های آهنی ساحل آویخت
و سایه سیاهش  بر روی آبهای روان ریخت
بانگی ؟
نه ناله ای
از سینه بركشید
و آن سكوت كامل ساحل را آشفت
چونان نسیم
كه برگ درختان را
پنداشتی كه زمزمه سایه در هیچ می نشست
گفتی كه واژه ها در حجم بی نهایت
نابود می شدند
و باز هم سكوت
گفتم
سكوت چیست ؟،
آری سكوت تو هرگز دلیل پایان نیست
خندید
خنده ؟
نه
كه زهر خند خفته به لب بود
این بار
گویی طنین صوت می آمد
از ژرفنای چاه شگرفی مغموم
با واژههای درهم نامفهوم
گفتی نه گفتگوست
كه نجوایی
می گفت
گفتی سكوت ؟
هرگز
گاهی سكوت واژه گویایی ست
یك اسب شیهه می كشد و سرنوشت ما
تغییر می كند
حاصل چه بوود آنهمه فریاد را كه من ؟
گر شیهه بود شیوم من شاید
اما شیون به هیچ كار نیامد
و سوگواری
درماتم گلی كه به گرداب برگذشت
بیهوده
آن شب كه دست من
از دشت چید آن شقایق وحشی را
آنگاه
برگ درخت توت دم دستش را چید
با مت دشتی پر از شقایق
دشتی پر از شقایق وحشی بود
آنگاه برگ درخت توت رها بر آب می رفت
ما نیز بر ساحلی كه خلوت و خاموشی
و پاسی از شبانه گذشته رفتیم
نه رفتنی مصمم
كه گامهای تفرج بود
بی آنكه قصد گردش و تفریحی
با مرد كشت سوخته ای گرم گشت می رفتم
و انحنای گرده او
پنداشتی كه بار مصیبت را
بر خویش می كشید
پرسیدمش كه رود آن خشمناك رود
گفتی چه شد ؟
به دامن مردابها نشست ؟
ناگاه ایستاد
چشمش به چشم خسته من افتاد
بر دیدگان خسته خواب آلود
می گفت
گفتی چه رود ؟ رود ؟ آن خشمناك رود ؟
لختی سكوت كرد
سپس افزود
هیهات
الحق كه ما چه پست و پلیدیم
و من علی الخصوص
من رود پاك را در لحظه های خشم
در ذهن خود به دامن مرداب برده ام
بیچاره من كه خرمن عمرم را
با دست خویشتن
در شعله های آتش خشمم نشانده ام
بر كام ما نگشت و نكردیم
كاری كه چرخ نگردد
این گرد گرد چرخ كهن گشت و كشت و گشت
 ما روزهای معركه در خواب بوده ایم
آنگاه می گریست
كه من گفتم
این جای گریه نیست
آرام گریه كن
كه هق هق گریستن تو سكوت را
ددیم صدای هق هق او اوج می گرفت
گفتم
بگذر ز گریه مرد
آنجا نگاه كن
آن پرخروش رود خروشنده
اینك این خاموش
در پاسخم سرود
آری شگفت رود
اما شگفت نیست ؟
آن پرخروش رود خروشنده ای
كه در من بود ؟
اینك این در بطالت در یاس در كدورت خود تنها
تابنده آفتاب
از ما دریغ داشت طلوعش را
آیا
این خیل خواب در خور خرگوشان
از چشم خلق خیمه نخواهد كند ؟
آنگاه می فروش
ما را به یك پیاله محبت كرد
در امتداد رود ما گفتگوكنان رفتیم
گفتم
هنوز هم ؟
شاید كه آب رفته به جوی ‌آید
خندید یعنی
گیرم كه آب رفته به جوی آید
با آبروی رفته چه باید كرد ؟
می گفت
در سرزمین هرز
سرشاخه های سبز
نمی روید
دیدم
ایمان به ناامیدی بسیار خویش داشت كه ترسیدم
از دور عابری
با سوزناك زمزمهای گرم ناله بود
هر كاو نكاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذر باد نگهبان لاله بود
گفتم
شب دیرگاه شد
دستان سایه جانب من آمد
عنی برو كه رخصت رفتن داد
رفتم
درانتهای جاده نگاهم بر او فتاد
او بود از روی نرده خم شده
روی رود
دیدم سیماب صبحگاهی
از سر بلندترین كوهها فرو میریخت
گفتم
برخیز و خواب را
برخیز و باز روشنی آفتاب را

حمید مصدق




Share/Save/Bookmark

درباره وبلاگ

عشق آسمانی یعنی عشق به همه خوبی ها یعنی عشق به اونی که الان تو آسموناست و باید براش بهترین شعرهارو سرود
------------------------------------
سلام دوست عزیز. این وبلاگ حاوی اشعاری از شاعران به همراه یادداشتها، دست نوشته ها و نیمچه شعرهای خودمه. امیدوارم که راضی باشید.


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
نظر سنجی
نظرتون راجع به سایت چیه ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :