تبلیغات
عشق آسمانی (اشعار برگزیده) - پیچک سبز
عشق آسمانی (اشعار برگزیده)
عشق آسمانی یعنی عشق به همه خوبی ها
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 خرداد 1386 توسط مهدی فرجی | نظرات ()
طبقه بندی: اشعار خودم، 

سلام دوستان . این شعر سرودهء خودمه . امیدوارم که خوشتون بیاد.

من درون غم خود

غوطه ور بودم و حیران ،

                                    ناگاه

روح سبزی به بلندای امید

                        چو گل پیچک سبز

                                    بر تمام بدنم بالا رفت

من ازو ترسیدم،

با خودم میگفتم :

"نکند شعلهء آتش باشد

نکند باز چوقبل، هیبتی سرد و مشوّش باشد،

نکند طعمه شود باز دلم

نکند باز چوقبل، مار زیبا و منقّش باشد."

آه خدا ، من ازو میترسم،

من ازین بخت عجیب

            - چو کبوتر ز قفس - میترسم؛

ناگهان حس کردم

غم او از غم من بیشتر است ، دلش اندوهتر است.

با خود ، اندیشیدم

نکند دست قضا ،

قصد دلگرمی ما را دارد !؟

نکند باز تقاضا و تمنّا دارد!؟

نکند راه جدیدیست به عشق!

خوب ، اندیشیدم...

انتخابی سخت است،       من ز بازیچه شدن میترسم.!

عاقبت ... ، قصد به همراهی عشقش کردم

دل افسرده و غمگینم را

            مرغ عشقی کردم،در میان قفسش سخت اسیر

مرغ عشقی که دلش سوخته بود

غم دنیا به دلش دوخته بود

آرزوداشت که آواز کند

همچو ایام قدیم ، نغمه ای ساز کند.

ناگهان ، ناگهان

مرغ دلم اوج گرفت...

چه عجیبست ، خدا !!!

چه شده بر دل من ؟

حال دل ، حال و هوایی دگر است

حس خوبی ، همچو حس بودن است.

آری ، آری

دگر آگاه شدم، که دل پیچک سبز ، قصد پاکی دارد.

غم دنیا و غم عشق مرا ویران کرد

دل پاییزی و غمگینم را ، همچو گل خندان کرد.

شهره است او در میان باغ گل

شهره است او در میان باغ دل

حس زیبا و لطیفی دارد ، گرمی خاص و عجیبی دارد.

بوسه اش نرم و لطیف ، همچو الطاف خدا

چهره اش پاک و عزیز ، شوخی ِ ساده و زیبای خدا.

آه ، آه از آن لحظه که چشمش خیره

بر دو چشمم ماند

آه ، آه از آن لحظه که لبهای لطیفش چون اشک

روی لب میبالد

ثانیه از پس هر ثانیه ای میگذرد

روح قلبم ، امّا ، کودکی شاد و هوس باز و جوان میگردد.

با خدا میگویم:

"از تو ممنونم من ، تو به من لطف عجیبی داری."

ولی افسوس، خدا

باز هم میترسم ، باز هم میترسم

نکند خشک شود ساقهء این پیچک سبز!؟

نکند از دل من سیر شود!؟

نکند باز دلم خسته و دلگیر شود!؟

نکند قامت رعنای دلش ، ز تنم سیر شود!؟

نکند شهرهء گلها ، روزی

                        زهره ای سرد و زمین گیر شود!؟

من به سر حد جنون میترسم...

کاش میشد که زمان ایست شود،

لحظه ای که لب من بر لب اوست،

لحظه ای که دل من با دل اوست.

کاش میشد!!!

اما...

رسم دنیا این است : که "زمان میگذرد."

روزها رفتنی اند ،  جسم ها رفتنی اند

پس چه خوب است و نکو

که ز هر ثانیه ای، یاد به نیکی بکنیم.

عشق ها ماندنی اند ،

                                    یادها خواندنی اند.

 

(مهدی فرجی – سه شنبه 16/3/1386 – همدان)

 

 




Share/Save/Bookmark

درباره وبلاگ

عشق آسمانی یعنی عشق به همه خوبی ها یعنی عشق به اونی که الان تو آسموناست و باید براش بهترین شعرهارو سرود
------------------------------------
سلام دوست عزیز. من مهدی فرجی هستم و این وبلاگ حاوی اشعاری از شاعران به همراه یادداشتها، دست نوشته ها و نیمچه شعرهای خودمه. امیدوارم که راضی باشید.

در ضمن یه نکته اینه که من هبچ ارتباطی با آقای مهدی فرجی که اهل کاشان هستند، ندارم. من فقط همین وبلاگ رو دارم و وبلاگ های دیگه با این نام فقط نمایانگر شباهت اسمی هستند.

پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
ابر برچسب ها
نظر سنجی
نظرتون راجع به سایت چیه ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :